نماز ظهر عاشورا به شکل نماز خوف خوانده شد
نماز ظهر عاشورا همان نماز ظهر یومیه است که امام حسین (علیهالسلام) و یارانشان در اول وقت روز عاشورا، در وسط میدان جنگ و به صورت شکسته (دو رکعتی) اقامه کردند. این نماز به دلیل شرایط اضطراری نبرد، به شکل «نماز خوف» خوانده شد؛ یعنی نمازی که در حالت جنگ و سختی، با شرایطی خاص و به صورت جماعت اقامه میشود تا بخشی از نیروها به دفاع بپردازند و بخشی دیگر عبادت کنند. داستان این نماز، روایت فداکاری بینظیر اصحابی است که در زیر تیرباران شدید دشمن، سینه خود را سپر کردند تا امامِ زمانشان بتواند آخرین نماز خود را در این دنیا بخواند.
نحوه خواندن نماز ظهر عاشورا
این نماز در روز عاشورا به دستور قرآن (آیه ۱۰۲ سوره نساء) و بر اساس سنت پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآله) در جنگها، به صورت «نماز خوف» و کاملاً ساده و مرحلهبهمرحله به این صورت خوانده شد:
- مرحله اول: رزمندگان دو دسته شدند. یک دسته در برابر دشمن ایستادند تا دفاع کنند و دسته دیگر پشت سر امام به نماز ایستادند.
- مرحله دوم: امام با گروه اول رکعت اول را خواند. وقتی امام برای رکعت دوم بلند شد، قیام خود را طولانی کرد. در این فاصله، نمازگزاران گروه اول رکعت دوم خود را به سرعت فرادی خواندند، نماز را تمام کردند و فوراً به خط مقدم رفتند تا جای گروه مدافع را بگیرند.
- مرحله سوم: گروه مدافع که هنوز نماز نخوانده بودند، به عقب برمیگشتند و پشت سر امام میایستادند. آنها رکعت اول خود را با رکعت دوم امام میخواندند.
- مرحله چهارم: وقتی امام تشهد را خواند و نماز را سلام داد، این گروه دوم بلند شدند و رکعت دوم خود را به صورت فرادی تمام کردند و نماز به پایان رسید.
نماز ظهر عاشورا امروزه چگونه خوانده میشود؟
امروز نیز عزاداران حسینی به یاد آن لحظات تاریخی، در اول وقت ظهر عاشورا برنامههای عزاداری را متوقف کرده و همگی در صفوفی بههمپیوسته، این نماز را به صورت جماعت در مساجد، خیابانها و میادین شهرها اقامه میکنند. نماز ظهر عاشورا در عصر حاضر، یک نماز ظهر معمولی (چهار رکعتی، مگر برای مسافران) است و دیگر به شکل نماز خوف خوانده نمیشود، اما پیام بزرگ آن یعنی اولویت دادن به نماز در هر شرایطی، همچنان زنده نگه داشته میشود.
داستان نماز ظهر عاشورا چیست؟
وقتی وقت نماز ظهر روز عاشورا فرا رسید، ابوثمامه صائدی به امام حسین (علیهالسلام) عرض کرد: «ای اباعبدالله! جانم فدای تو باد، میبینم این دشمنان به تو نزدیک شدهاند. به خدا سوگند تو کشته نخواهی شد تا من در راه تو کشته شوم. دوست دارم پروردگارم را ملاقات کنم در حالی که این نمازی را که وقتش فرا رسیده است، خوانده باشم.»
امام حسین (علیهالسلام) سر مبارکشان را به آسمان بلند کردند و فرمودند: «نماز را یادآوری کردی، خدا تو را از نمازگزارانِ ذاکر قرار دهد. آری, این اول وقت نماز است.»
سپس امام خودشان اذان گفتند و به عمر بن سعد فریاد زدند: «وای بر تو ای پسر سعد! آیا احکام اسلام را فراموش کردهای؟ آیا مرا میکشی و اجازه نمیدهی با پروردگارم راز و نیاز کنم و چند رکعت نماز بخوانم؟» عمر سعد پاسخی نداد، اما حصین بن نمیر فریاد زد: «هر چه نماز میخوانی بخوان، به خدا نمازت قبول نمیشود!» حبیب بن مظاهر در پاسخ او فریاد زد: «مادرت به عزایت بنشیند! چگونه نماز پسر دختر رسول خدا قبول نمیشود و نماز تو ای پسر شرابخوار قبول میشود؟!»
پس از این گفتگوها، امام به زهیر بن قین و سعید بن عبدالله حنفی امر فرمود که با نیمی از یاران، جلوی نمازگزاران بایستند و مراقب دشمن باشند. سپس امام با نیم دیگر، نماز خوف را شروع کرد. در تمام مدت نماز، دشمنان دست از تیرباران برنداشتند؛ به طوری که در طول این نماز کوتاه که حدود ۳۲ کلمه بود، نزدیک به ۳۰ تیر به سمت امام اصابت کرد.
سعید بن عبدالله حنفی خود را بلاگردان امام کرد و در جلوی ایشان ایستاد. او پیوسته با بدنش امام حسین (علیهالسلام) را از تیرها حفظ میکرد و آنقدر تیر بر پیکرش نشست تا اینکه در پایان نماز بر زمین افتاد و گفت: «خداوندا، ایشان را لعنت کن همچنان که قوم عاد و ثمود را لعنت کردی. بارالها سلام مرا به پیامبرت برسان و درد و رنج زخمی که دیدهام به او ابلاغ کن. همانا من در یاری خاندان پیامبرت پاداش تو را خواستارم.» او در حالی جان سپرد که غیر از زخمهای شمشیر و نیزه، سیزده تیر به بدنش اصابت کرده بود.









