روایت صفوان از امام صادق (ع) در فضیلت زیارت عاشورا
صفوان گفت: با سیّد خودم امام صادق (عَلَيهِ السَّلَامُ) به این مکان وارد شدم، آن حضرت زیارت بجا آورد، مثل آنچه را که ما بجا آوردیم، و دعا کرد به این دعا هنگام وداع، پس از اینکه دو رکعت نماز بجا آورد، چنان که ما نماز بجا آوردیم و وداع کرد چنان که ما وداع کردیم.
1.پذیرفته شدن زیارت سیدالشهدا (ع) حتی از راه دور
«آنگاه صفوان گفت: امام صادق (عَلَيهِ السَّلَامُ) به من فرمود: بر این زیارت مواظبت کن و این دعا را بخوان و به آن زیارت کن، به درستی که من بر خدا ضامنم، برای هرکه زیارت کند به این زیارت و دعا کند به این دعا، از نزدیک یا دور، به اینکه زیارتش پذیرفته و سعیش پسندیده باشد و سلامش به آن حضرت برسد و آن سلام از آن جناب پوشیده نماند و حاجت او از جانب خدای تعالی روا شود، به هر مرتبه که خواهد برسد و او را ناامید باز نگرداند.»
2.انشای این زیارت توسط خدای متعال
«ای صفوان این زیارت را به این ضمان یافتم از پدرم و پدرم از پدرش علی بن الحسین (عَلَيهِم السَّلَامُ) به همین ضمان و او از حسین (عَلَيهِ السَّلَامُ) به همین ضمان و حسین (عَلَيهِ السَّلَامُ) از برادرش حسن (عَلَيهِ السَّلَامُ) به همین ضمان و حسن از پدرش امیر مؤمنان (عَلَيهِمَا السَّلَامُ) از رسول خدا (صَلَّى اللّه عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَسَلَّمَ) با همین ضمان و رسول خدا (صَلَّى اللّه عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَسَلَّمَ) از جبراییل با همین ضمان و جبراییل از خدای تعالی با همین ضمان»
3.حاجت روایی و رفع مشکلات
«به تحقیق خدای عزّ و جلّ به ذات مقدّس خود سوگند یاد کرده که هرکه حسین (عَلَيهِ السَّلَامُ) را به این زیارت زیارت کند، از نزدیک یا دور، و دعا کند به این دعا، زیارت او را قبول می کنم و خواهش او را میپذیرم هر اندازه که باشد و خواسته اش را عنایت می کنم و از حضرت من با ناامیدی و خسارت باز نگردد و با خوشحالی بازش گردانم به برآوردن حاجت»
4 و 5.رسیدن به بهشت و رهایی از دوزخ پذیرفته شدن شفاعت در روز قیامت
در ادامه روایت نقل شده که خدای متعال میفرمیاند:
«و رسیدن به بهشت و آزادی از دوزخ و شفاعت او را در حقّ هرکس که شفاعت کند میپذیرم. حضرت فرمود: جز دشمن ما اهل بیت که شفاعت در حق او قبول نشود. حق تعالی به این واقعیت بر ذات اقدسش سوگند خورده و ما را گواه گرفته بر آنچه ملائکه ملکوت به آن گواهی دادند.»
تاکید آقا امام صادق (ع) بر خواندن این زیارتنامه برای حاجت روایی
پس جبرائیل گفت: یا رسول اللّه خدا مرا بسوی تو فرستاده برای سرور و بشارت تو و شادی و بشارت علی و فاطمه و حسن و حسین و امامان از اولاد تو (عَلَيهِم السَّلَامُ) تا روز قیامت مستّمر و پاینده باد شادمانی تو و علی و فاطمه و حسن و حسین و امامان (عَلَيهِم السَّلَامُ) و شیعه شما تا روز رستاخیز آنگاه صفوان گفت: امام صادق (عَلَيهِ السَّلَامُ) به من فرمود: هرگاه برایت بسوی خدای عزّ و جلّ حاجتی روی داد، زیارت کن به این زیارت از هر مکانی که بودی و این دعا را بخوان و حاجتت را از پروردگار خود بخواه از جانب خدا برآورده می شود و خدا وعده خود را به رسول خود خلاف نخواهد فرمود، به جود و امتنانش و الحَمد للّه.
زیارت عاشورا تنها چند سلام و لعن نیست!
خیال نکنید که زیارت عاشورا چند سلام و لعن است که میخوانید. بله قطعا شان این زیارت برای توسل به سیدالشهدا (ع) است اما اسراری در این زیارت نهفته است. همینطوری نیست! من یکی از شئون زیارت عاشورا رو به شما میگم. تکان دهنده است. تکان دهنده است آقایون!. خب زیارت عاشورا اذن عام داره یعنی هر کسی از در اومد میتونه بشینه و این زیارت رو بخونه مختص به شخص خاصی نیست. تو زیارت عاشورا دارد به زائر شان جبرئیلی میدهد تا تو سلام خدا رو به سیدالشهدا برسونی. در زیارت میگیم: علیک منی سلام الله سلام خدا از سمت من بر تو باد. این خیلی شان بزرگی است. جبرئیل میرسید محضر رسول خدا میگفت من حامل سلام خدا بر شما هستم. زیارت عاشورا اینقدر شان دارد میدهد به زائر سیدالشهدا (ع).
خیلی عجیب است. خیلی مهم است که جدای از خواندن این زیارتنامه که حتما کار پسندیده ای است، زمانی را اختصاص بدهیم به تفکر در مفاهیم بلند زیارت عاشورا. اگر دوست داشتید میتوانید زیارت عاشورا به همراه متن و ترجمه را در صفحه زیر بخوانید و به اندازه دقایقی رو معانی بلند این زیارت فکر کنید:
زیارت عاشورا + متن عربی، ترجمه و صوت
آثار و فواید 40 روز خواندن زیارت عاشورا
«بنا بر تجربه، مداومت به آن در چهل روز یا کمتر در قضای حاجات و رسیدن به مقاصد و دفع دشمنان بی نظیر است اما از بهترین فواید آنکه از مواظبت و مداومت بر آن به دست آمده، فایده ای است که:»
از اینجا به بعد شیخ عباس قمی شروع میکند به نقل داستانی که بسیار ویژه و بیانگر فضیلت ویژه این زیارتنامه است:
داستانی درباره فضیلت مداومت بر خواندن زیارت عاشورا در مفاتیح
ثقه صالح متقّی، حاج ملاّ حسین یزدی که از نیکان مجاور نجف اشرف است و پیوسته مشغول عبادت و زیارت از ثقه امین حاج محمّد یزدی نقل کرد که:
«در شهر یزد مرد فاضل صالحی بود که همواره اشتغال به اصلاح امر آخرت خود داشت و شبها در مقبره خارج یزد که در آن جماعتی از صالحان مدفونند و معروف به مزار است به سر میبرد و او را همسایه ای بود که از کودکی با هم بزرگ شده بودند و برای درس پیش یک معلّم می رفتند، تا آنکه بزرگ شد و شغل عشّاری [ده یک گرفتن به زور و به ناحق مأمور مالیات] پیش گرفت تا از دنیا رفت و در همان مقبره نزدیک محلّی که آن مرد صالح بیتوته می کرد دفن کردند.
پس از گذشتن کمتر از ماهی او را در خواب دید که در هیأت نیکویی است
(درخواب) به نزد او رفت و گفت: من آغاز و انجام و ظاهر و باطن کار تو را می دانم و می دانم از آنهایی نبودی که نیکی در باطن ایشان احتمال رود و شغل تو جز عذاب را نمی طلبد، پس به کدام عمل به این مقام رسیدی؟ گفت: چنان است که گفتی، من از روز مردن در شدیدترین عذاب بودم، تا دیروز که زوجه استاد اشرف حدّاد فوت شد، و او را در این مکان دفن کردند و اشاره کرد به موضعی که قریب صد ذرع از او دور بود و در شب وفات او، حضرت ابو عبد اللّه الحسین (عَلَيهِ السَّلَامُ) سه مرتبه او را زیارت کرد و در مرتبه سوم به برداشته شدن عذاب این مقبره امر فرمود، پس حالت ما نیکو شد و در سعه و نعمت افتادیم، آن مرد صالح متحیّرانه از خواب بیدار شد، درحالی که حدّاد را نمیشناخت و محّل او را نمیدانست، در بازار حدّادان از او پرسید، و او را یافت،
از او پرسید: آیا برای تو همسری بود؟
گفت آری دیروز وفات کرد، و او را در فلان مکان (و همان موضع را اسم برد) دفن کردیم، پرسید: او به زیارت ابی عبد اللّه (عَلَيهِ السَّلَامُ) رفته بود؟ گفت نه: گفت: ذکر مصائب او می کرد؟ گفت: نه، گفت مجلس عزاداری داشت؟ گفت: نه، حدّاد پرسید چه میجویی؟ خواب را نقل کرد، گفت آن زن به خواندن زیارت عاشورا مواظبت و مداومت داشت.
ثواب خواندن زیارت عاشورا برای اموات
درباره زیارت عاشورا به طور خاص روایتی نیافتیم اما در روایات داریم که:
مَنْ عَمِلَ مِنَ اَلْمُسْلِمِينَ عَمَلاً صَالِحاً لِمَيِّتٍ فَإِنَّ اَللَّهَ تَعَالَى يُضَاعِفُ ثَوَابَهُ وَ يَنْتَفِعُ اَلْمَيِّتُ بِذَلِكَ اَلْعَمَلِ،
کسی از مسلمین که عملی را برای میتی انجام دهد پس خدا ثواب عمل آن مسلمان را مضاعف میکند و از آن عمل به آن میت سود میرساند.
این روایت عام است و مربوط به هر عمل صالحی میشود. طبعا عمل با فضیلتی مثل زیارت امام حسین (ع) و خواندن زیارت عاشورا فضیلت ویژه ای دارد و خیر ویژه ای به آن میت میرساند.
آیا زیارت عاشورا برای حل مشکل ازدواج هم خوانده میشود؟
همانطور که در اول مقاله آورده شده زیارت عاشورا برای حاجت روایی خوانده میشود. یکی از حاجات هم میتواند ازدواج باشد.
تاثیر خواندن زیارت عاشورا در برزخ
ظاهرا در احادیث تنها به موضوع ورود به بهشت و رهایی از دوزخ اشاره شده است. اما اینکه آیا این موضوع شامل برزخ انسان هم میشود جای بحث دارد. منتها طبق همان داستانی که در خواص مداومت بر زیارت عاشورا در مفاتیح آمده میتوان ان نتیجه را گرفت که این زیارت و به عبارتی استمرار بر توسل به سیدالشهدا (ع) برای جهان آخرت چه در برزخ و در چه در قیامت گره گشاست.
داستان هایی از معجزات خواندن زیارت عاشورا
از این جا به بعد هر داستان داخل ماژول نقل قول میرود
1.ریشه کن شدن بیماری وبا با توصیه یکی از علما به خواندن زیارت عاشورا
در آن سالی که در شهر سامراء مشغول تحصیل علوم دینی بودم ، اهالی سامراء به بیماری وبا و طاعون مبتلاء شدند و هر روز عده ای از مردم، به علت ابتلای به این بیماری جان خود را از دست می دادند. ا روزی جمعی از طلاب و اساتید علوم دینی در منزل استادمان ، مرحوم آیت الله آقا سید محمد فشارکی ( ره) جمع شده بودند. در این حال مرحوم آیت الله آقا میرزا محمد تقی شیرازی ( ره) که در مقام علمی مانند مرحوم آیت الله فشارکی بودند، وارد مجلس شدند. یکی از مسایلی که از طرف طلاب و اساتید در آن مجلس عنوان گردید ، بیماری وبا و طاعونی بود که تمام مردم سامراء را در معرض خطر مرگ قرار داده بود. پس از این که ابعاد گسترده این بیماری از طرف حضار در مجلس عنوان گردید ، مرحوم آیت الله آقا سید محمد فشارکی (ره) فرمودند: آیا شما مرا مجتهد جامع الشرایط می دانید؟ و اگر حکمی صادر کنم، آیا همگی متعهد می گردید که به آن عمل کنید؟ اهل مجلس یکجا پاسخ دادند ، بلی .. ایشان فرمودند: من حکم می کنم که شیعیان سامراء از همین امروز به مدت ده روز مشغول خواندن زیارت عاشورا شوند و ثواب آن را هدیه روح شریف نرجس خاتون ، مادر حضرت حجه بن الحسن (عج) نمایند و ایشان را نزد فرزندشان ، حضرت بقیه الله الاعظم (عج) ، شفیع نمایند تا ایشان نزد خدا شفاعت متشان را بکنند. آیت الله فشارکی در ادامه فرمودند: من ضامن خواهم شد که هر کس این عمل را انجام دهد ، مبتلی به مرض وبا نشود و از این بیماری فراگیر ، جان سالم بدر برد . مرحوم آیت الله حائری در ادامه اشاره کرده اند که وقتی این حکم صادر گردید ، از طرفی به خاطر وجوب اطاعت از حکم مرجع تقلید زمان و از طرف دیگر به علت ترس و نگرانی از ابتلاء به بیماری وبا و عوارض آن، همه شیعیان مقیم سامراء ، از حکم صادر شده اطاعت نموده و زیارت عاشورا را به همان ترتیبی که مرحوم آیت الله فشارکی بیان داشتند، قرائت نمودند. پس از این که، قرائت زیارت عاشورا شروع گردید، ابتلاء به بیماری وبا و تلف شدن شیعیان بر اثر این بیماری هم متوقف شد. این در حالی بود که بیماری و با همه روزه ، جان عده ای از اهل سنت را می گرفت. پس از چندی اختصاص یافتن و با به اهل سنت به قدری حساسیت برانگیز شد، که اهل سنت را وادار ساخت تا مردگان خود را شبانه دفن کنند. برخی از اهل سنت از دوستان و آشنایان شیعه خود پرسیدند که به چه دلیل دیگر کسی از شما شیعیان بر اثر بیماری وبا و طاعون تلف نمی شود؟ شیعیان در پاسخ به آنها گفتند که ما شیعیان بنا بدستور مرجع تقلیدمان مدتی است مشغول خواندن زیارت عاشورا شده ایم و این که می بینید دیگر کسی از شیعیان بواسطه این بیماری تلف نمی شود، از برکات زیارت عاشورا است.عده ای از اهل سنت پس از شنیدن این پاسخ، مشغول خواندن زیارت عاشورا شدند و بدین ترتیب بلا از آنها هم برطرف گردید. برخی دیگر از اهل سنت هم به حرم مطهر حضرت هادی علیه السلام و امام حسن عسگری علیه السلام می آمدند و ملتمسانه و با حالت خشوع و فروتنی تمام به ایشان عرضه می داشتند که «انَانُسَلِّمُ عَلَیْکَ، مِثْلْ مَا یُسَلِّمُ الشِیعَه» یعنی ما هم مثل شیعیان بر شما سلام و درود می فرستیم و از شما انتظار داریم که این بلا را از ما دور نمایید. پس از انجام این نوع توسلات و توجه به امامان معصوم علیهم السلام بود که بیماری وبا و طاعون به طور کلی از سامراء رخت بر بست.
2.رفع گرفتاری سخت بواسطه خواندن زیارت عاشورا
جناب آقای فرید ( یکی از علمای تهران و نقل کننده داستان اول) برای من این چنین تعریف کرده اند: موقعی دچار مشکل بسیار سختی گردیدم و در آن حال ناگهان به یاد فرمایش مرحوم آیت الله میرزا محمد تقی شیرازی و آثار شگفت زیارت عاشورا افتادم. از روز اول محرم مشغول خواندن زیارت عاشورا شدم و در روز هشتم به طور خارق العاده ای آن مشکل برطرف گردید.
3.ادا شدن قرض پدر آیت الله نجفی قوچانی
پس از ورود به اصفهان، شبی مرگ را در عالم خواب دیدم. مرگ به شکل حیوانی بر من ظاهر شد که به همراه فرزندانش بر فراز شهر قوچان پرواز می کرد . در این هنگام یکی از بچه های او روی دیوار منزل ما نشست. پس از برخاستن از خواب ، بدون درنگ نامه ای برای پدرم نوشتم و ضمن ابراز نگرانی و آشفتگی ، از ایشان خواستم که مرا از حال خود و خانواده با خبر سازند. هنوز نامه من بدست ایشان نرسیده بود که نامه پدرم از قوچان بدستم رسید. پدر در آن نامه نوشته بودند که همسرشان فوت کرده اند. ایشان همچنین در آن نامه نوشته بودند که مدت ده سالی است مبلغ زیادی پول به فردی مقروض هستم و به هیچ وجه توان پرداخت آن را ندارم. من که از وضع مالی پدرم خبردار بودم، می دانستم که تمام دارائی پدرم برای پرداخت آن میزان بدهی کفایت نمی کند. به ناچار تصمیم گرفتم به امام حسین علیه السلام متوسل شده و چهل روز زیارت عاشورا را روی بام مسجد شاه اصفهان بخوانم. در این کار سه حاجت را در نظر داشتم. یکی این که قرض پدرم ادا شود و دیگر آن که مغفرت الهی شامل حالم گردد و سوم این که خداوند به من علم زیاد و مقام اجتهاد عنایت فرماید. هر روز، پیش از فرا رسیدن وقت نماز ظهر، بالای بام مسجد، مشغول خواندن زیارت عاشورا می شدم و هنوز ظهر نشده بود که زیارت عاشورا تمام می شد . به عبارت دیگر از اول زیارت تا آخر آن به همراه صد لعن و صد سلام، چیزی حدود دو ساعت به طول می انجامید. هنوز چهل روز تمام نشده بود که پدرم در نامه ای برای من نوشتند که قرض مرا حضرت موسی بن جعفر علیه السلام اداء کردند. من هم در جواب نامه ایشان نوشتم: شاید حضرت سیدالشهداء علیه السلام قرض شما را اداء کرده باشند و کُلُهم نورٌ واحد...
4.توصیه آقا امام زمان (عج) به خواندن زیارت عاشورا
جناب مستطاب آقا سید احمد، فرزند آقا سید هاشم موسوی رشتی ، تاجری از اهالی رشت بود. قبل از اتمام کتاب «نجم الثاقب»، ایشان به نجف اشرف مشرف شدند و با عالم ربانی و فاضل صمدانی حاج شیخ علی رشتی ( ره) به منزل من آمدند. پس از برخاستنن سید احمد، شیخ از صلاح و سداد ایشان یاد کرده و فرمود: ایشان قضیه عجیبی دارد ... چند سالی این مطلب در خاطرم بود، تا این که سالی در ماه جمادی الثانی ، سید احمد موسوی رشتی را در کاظمین ملاقات کردم. او هم از سامراء بازگشته بود و قصد داشت به ایران باز گردد. از او خواستم تا شرح حالی از خود و همچنین قضیه ای که برایش اتفاق افتاده است را برایم نقل کند. او داستانش را اینگونه برایم نقل کرد: | در سال هزار و دویست و هشتاد، به قصد حج بیت الله الحرام از رشت به تبریز آمدم و در خانه حاج صفر علی منزل کردم. هیچ قافله ای قصد سفر به مکه نداشت و من متحیر ماندم که چه باید بکنم. سرانجام حاج جبار سدهی اصفهانی، باری را به قصد طربوزن برداشت و من هم تعدادی قاطر کرایه کردم و همراه آنها راه افتادم. وقتی به منزل اول رسیدم ، سه نفر دیگر به تشویق حاج صفر علی به ما ملحق شدند. یکی از آنها حاج ملا باقر تبریزی حجه فروش و دیگری حاج سید حسین تاجر تبریزی نام داشت و نفر سوم هم حاج علی نام داشت و خدمتکار آنها بود. به اتفاق آنها روانه شدیم تا به ارزنه الروم رسیدیم و از آن جا عازم طربوزن گشتیم. در یکی از منازل بین این دو شهر ، حاج جبار سدهی، نزد ما آمد و گفت: معبر و منزل بعدی بسیار خطرناک است هر چه زودتر اسباب و وسایلتان را بار کنید تا همگی با هم حرکت کنیم . حدود دو ساعت و نیم یا سه ساعت به صبح مانده بود که به اتفاق بقیه افراد حرکت کردیم. نیم یا سه ربع فرسخ از منزل خود دور شده بودیم که هوا تاریک شد و برف باریدن گرفت به طوری که رفقا هر کدام سر خود را پوشانیده و تند راندند. من هر چه کردم که به آنها برسم ، نشد. سرانجام آنها از من فاصله گرفتند و من در وسط بیابان تنها و بی پناه ماندم. از اسب پیاده شدم و در کنار راه نشستم . در حدود ششصد تومان پول نقد برای مخارج سفر به همراه داشتم. تنهایی و به همراه داشتن این پول هنگفت ، ترس و وحشت سختی بر من عارض کرده بود. قدری با خود فکر کردم و تصمیم گرفتم که به منزل قبلی باز گردم و چند نفر نگهبان پیدا کنم و با همراهی آنها خود را به قافله برسانم. در همان حال، ناگهان در مقابل خود باغی دیدم . باغبانی در آن باغ بود و با بیلی که در دست داشت ، به شاخه های درخت می زد تا برف از روی شاخه های آن بریزد. آن باغبان نزد من آمد و از من پرسید: کیستی؟ و این جا چه می کنی؟ در پاسخ به او گفتم: اهل رشت هستم و به قصد حج عازم مکه گردیده ام . برف و کو ران مرا از رفقایم جدا کرد. همراهان من رفته اند و من تنها مانده ام و راه را هم نمی شناسم. در آن موقع متوجه نبودم که باغبان به زبان فارسی با من سخن می گوید . باغبان به من گفت: نافله بخوان ، تا راه را پیدا کنی. من مشغول نافله شدم . نماز نافله ام تمام شد. باغبان باز گشت و از من پرسید: هنوز نرفته ای؟ به او گفتم: والله راه را بلد نیستم. باغبان به من گفت: زیارت جامعه را بخوان. من با آن که زیاد به زیارت عتبات عالیات مشرف می شدم و زیارت جامعه را می خواندم، ولی آن را از حفظ نبودم. اما در آن موقع نمی دانم چه شد که از جای برخاستم و زیارت جامعه را به صورت کامل از حفظ خواندم. پس از اتمام زیارت جامعه ، باغبان باز ظاهر شد و از من پرسید: باز هم که نرفته ای؟ من بی اختیار به گریه افتادم و گفتم: آری! من که به شما گفتم راه را بلد نیستم. آن شخص به من فرمود: زیارت عاشورا بخوان. من زیارت عاشورا را نیز حفظ نبودم، ولی باز از جای برخاستم و مشغول خواندن زیارت عاشورا به همراه صد لعن و سلام شدم و پس از آن دعای علقمه را هم خواندم. مجددا باغبان بازگشت و به من گفت: هنوز هم که نرفته ای؟ گفتم: نه. صبح شده بود. باغبان به من گفت: من تو را به قافله خواهم رساند. باغبان بر الاغی سوار شد و بیل خود را به دوش گرفت و فرمود: تو هم سوار شو . من نیز سوار شدم و عنان اسب خود را کشیدم، ولی اسب حرکتی ننمود. باغبان به من فرمود: دهانه اسبت را به من بده و پس از آن بیل را به دوش چپ خود گذاشت و دهانه اسب مرا بدست راست گرفت و به راه افتاد . اسب در نهایت تمکین از آن باغبان متابعت می کرد. کمی همراه باغبان رفتم. پس از گذشت لحظاتی ، باغبان دست خود را بر زانوی من گذاشت و فرمود: «شما چرا نافله نمی خوانید، نافله ، نافله، نافله» سپس فرمود: «شما چرا عاشورا نمی خوانید؟ عاشورا ، عاشورا ، عاشورا» و بعد فرمود: «شما چرا جامعه نمی خوانید؟ جامعه، جامعه، جامعه». در آن لحظات من معنی آن حرف ها را درست متوجه نمی شدم. هنگام حرکت نیز حس می کردم که بر مسیری دایره ای شکل حرکت می کنم. اما چند لحظه بیشتر نگذشته بود که باغبان روی خود را برگرداند و به من فرمود: آنها رفقای شما هستند که در کنار آن نهر آب فرود آمده اند و مشغول وضو و آماده ساختن خود برای خواندن نماز صبح می باشند . من از الاغ پائین آمدم و خواستم سوار اسب خود شوم ، ولی نتوانستم . آن شخص از الاغ پیاده شد ، بیل خود را در برف فرو کرد و مرا سوار اسب نمود و سر اسب را به سمت رفقا گردانید. ناگهان به ذهنم خطور کرد که این شخص کیست که به زبان فارسی حرف می زند؟ حال آن که در این منطقه تمام مردم به زبان ترکی سخن می گویند و بیشتر شان هم مسیحی هستند. بعلاوه چگونه او توانست مرا به این سرعت به رفقایم برساند؟ در این جا بود که متوجه شدم این باغبان آقا امام زمان(عج) بوده اند که شیعیان را به خواندن نماز نافله و زیارت جامعه و زیارت عاشورا سفارش می کردند.









