ممنوعیت ورود زنان به بقیع، بدعت در اسلام است
دولت سعودی برای توجیه ممنوعیت ورود زنان به بقیع به روایاتی اتکا میکند که از نظر اعتبار راوی ضعیف هستند. همچنین تفسیر و برداشتشان از آن روایات منطقی نیست و با پژوهش میتوان به سست بودن استدلالشان پی برد. پژوهشگر و عضو هیات علی جامعه المصطفی، نام آقای مهدی هدایتگر، روایات مورد استناد آنان را از نظر اعتبار سند و معنای حقیقی روایت بررسی کرده است. به غیر از این پژوهش میتوان در منابع دیگر شیعه هم دلایلی برای رد ممنوعیت ورود زنان به بقیع پیدا کرد. از جمله سیره حضرت فاطمه (س). در ادامه پژوهش آقای هدایتگر به صورت اجمالی بررسی میشود و گوشهای از سیره حضرت فاطمه (س) در زیارت بقیع طبق منابع معتبر معرفی میشود.
در نتایج بررسیهای او میبینیم که روایتهای مورد اتکای وهابیان برای دفاع از ممنوعیت ورود زنان به بقیع، توسط راویانی حکایت شده که از نظر اهل سنت، معتبر نیستند. همچنین برداشتی که وهابیان از روایتها کردهاند، برداشتی کورکورانه و دور از نظر دانشمندان اهل سنت بوده.
پژوهش آقای مهدی هدایتگر چه پیامی برای دولت سعودی دارد؟
قطعا نمیتوانیم از زبان این پژوهشگر حرفی بزنیم. ولی با خواندن پژوهش او، میفهمیم که او به مجریان ممنوعیت ورود زنان به بقیع، میگوید که دلایلشان برای این کار قانع کننده نیست. نه از نظر شیعیان بلکه از نظر اهل سنت هم استدلالشان ضعیف است. او در مقاله «نقد و بررسی مبانی فقهی ممانعت از حضور بانوان در بقیع، ابتدا پایه گذاران نظریه حرمت زیارت قبور برای بانوان در فقه اهل سنت را معرفی میکند. بعد هم میگوید که این متفکران و مجریان تفکر آنها، از اصول اهل سنت در استفاده از احادیث، خارج شدهاند. سپس روایات را به صورت زیر بررسی میکند:
بررسی روایت اول مورد استناد برای جلوگیری از حضور بانوان
رسول خدا (س) فرموند: «یا فاطمه، چه چیزی باعث شده از منزل خارج شوی»؟ او گفت: «ای رسول خدا برای عرض تسلیت به اهل بیت این خانه، که یکی از عزیزانشان مرده است، آمدم». رسول خدا به او گفت: «چه بسا با آنان به کُدَی بروی». او گفت: «معاذ الله، من تذکر شما را در این خصوص شنیدهام». رسول خدا فرمود: «اگر با آنها میرفتی هرگز بهشت را نمیدیدی تا آنکه جدِ پدرت را ببینی». از ربیعه در خصوص معنای «کُدَی» پرسیده شد. او گفت: یعنی «قبور».
پژوهشگر میگوید: در سند این گزارش همان طور که گذشت «ربيعة بن سِیف معافری» وجود دارد؛ بخاری در تاریخ الصغیر مینویسد: «از احادیث ربيعة بن سيف المعافری تبعیت نمیشود» (بخاري، ۱۳۹۷ق، ج۱، ص۳۰۲) و در تاریخ الکبیر مینویسد: «احادیث انکارشده نزد اوست». (همو، بیتا، ج۳، ص۲۹۰). ابن یونس نیز درباره او مینویسد: «در حدیث او مسائل انکارشدهای وجود دارد» (ر.ک: ذهبی، بیتا، ج۱، ص۲۳۰). نسائی بعد از ذکر همین گزارش به ضعف او تصریح میکند.
پژوهشگر توضیح میدهد که حتی در صورت درست بودن سند روایت، ۲ احتمال وجود دارد:
- واقعا زیارت قبرستان توسط زنان ممنوع بوده باشد.
این ممنوعیت شامل همه مردان و زنان بوده و مربوط به سالهای اول بعثت است. این ممنوعیت با روایت «نَهَیتُکُم عَن زِیارَةِ القُبورِ الا فَزُورُوها؛ پیشتر شما را از زیارت قبرها بازداشته بودم، ولی حالا زیارتشان کنید» رفع شد. حتی این روایت توسط برخی راویان با دنبالههای زیر مطرح شده: «همانا در زیارت آن (قبرها)، یادآوری و تذکر وجود دارد.»، «زیرا که آن (زیارت قبرها) آخرت را یادآوری میکند.»، «زیرا که در آنها عبرت است.»، «زیرا که در آنها موعظه (پند و اندرز) وجود دارد.»، «پس هر کس بخواهد قبری را زیارت کند، زیارت کند.»
علل این ممنوعیت ممکن است یکی از موارد زیر باشد: عقیده شرک آلود مبنی بر سجده و پرستش اولیای متوفی در سالهای ابتدایی، جلوگیری از یادآوری اعمال زشت مسلمانان در دوران جاهلیت، ممنوعیت زیارت قبر مشرکین
بررسی روایت دوم و معنای واقعی آن
روایت دوم که شیخ طوسی هم این روایت را در امالی (ص ۶۴۷) گزارش کرده به شرح زیر است:
پیامبر(ص) [از منزل] بیرون آمدند و زنانی را نشسته مشاهده کردند، فرموند: «برای چه نشستهاید»؟ گفتند: «منتظر جنازه هستیم». فرمودند: «غسل خواهید داد»؟ گفتند: «نه». فرمودند: «حمل خواهید کرد»؟ گفتند: «نه». فرمودند: «آن را وارد قبر خواهید کرد»؟ گفتند: «نه». فرمودند: «برگردید. از گناهکارانید نه از دارندگان پاداش».
پژوهشگر راجع به معنا و برداشت از این روایت میگوید: ظهور روایت مربوط به نکوهش و مذمّت از بانوانی دانسته شده است که در «آمدن به قبرستان تنها نظارهگر دیگرانند و نهتنها خود کاری انجام نمیدهند، بلکه اعمال منافی عفت، ستر و پوشش انجام میدهند.»
بررسی سند معتبر روایت سوم و برداشت اشتباه از معنای آن
روایت سوم را با طرقی گوناگون و گاهی با راویانی مختلف، از ام عطیّه اینگونه نقل کردهاند: «از دنبال جنازه مُرده رفتن تا به هنگام دفن، نهی شدیم، البته این حکم بر ما حتمی نبود».
این روایت از نظر سندیت نزد اهل سنت معتبر است. اما شارحان و دانشمندان در توضیح این روایت میگویند که «نهی» صورت گرفته در این روایت، جدی و حتمی نبوده. یعنی کلمه «نهی شدیم» در این روایت به معنای «حرمت» نیست. بلکه فقط نشان میدهد که «بهتر است انجام نشود». نه اینکه حرام باشد.
روایت چهارم، مهمترین دلیل مخالفان ورود زنان به بقیع
«لعن رسول الله (ص) «زائرات» أو «زوّارات القبور».
پژوهش دقیق نشان میدهد که این روایت از نظر سند و راویان معتبر نیست. چرا که دانشمندان علم رجال (شناخت راویان) گفتهاند راویان این روایت ضعیفاند یا حتی برخی از آنها متهم به دروغگوییاند.
همچنین این روایت که با دو کلمه متفاوت «زائرات» و «زوارات» نقل شده نیاز به تحقیق در معنی دارد. پژوهشگر به تفصیل این تحقیق را در مقاله کامل خود انجام داده و نتیجه گرفته که نمیتوان از این روایت ممنوعیت ورود زنان به بقیع را برداشت کرد.
بررسیهای پژوهشگر در این مقاله نمیگنجد. علاقهمندان میتوانند از طریق لینک پژوهش در بالای همین محتوا، جزئیات مورد بررسی را بخوانند.
هیچکدام از روایات، مخصوص قبرستان بقیع نیستند
در آخر پژوهشگر اشاره میکند که این احادیث مخصوص بقیع نیستند و در صورت صحت، شامل همه قبرستانها میشدند. اما در عمل فقط برای جلوگیری از ورود زنان به بقیع، به آنها استناد میشود. همچنین برخی فقیهان اهل سنت گفتهاند این حکم بعدا نسخ شده. یعنی اگر پیامبر در زمانی چنین نهی کرده باشد، بعدا خودش آن را برداشته است.
چرا مانعان ورود زنان به بقیع دچار اشتباه شدهاند؟
چون آنها فلسفه و هدف زیارت قبور را در نظر نگرفتهاند یا آن را انکار میکنند. پیامبر (ص) این فلسفه را چنین برای ما روشن میکند: «به زیارت قبور بشتابید چون مایه یادآوری آخرت است». این فلسفه مختص به مردان اعلام نشده. هر چند معتقدان به ممنوعیت ورود زنان به بقیع می گویند که «در حدیث پیامبر، ضمیر کلمه خطاب به مردان است». رویکرد اکثر خطابات قرآنی هم به مردان است ولی مقصود، عموم مسلمانان است. در نتیجه نمیتوان گفت که توصیه به زیارت قبور مختص به مردان است. حتی در سیره بانوان اسلام هم میتوان اهمیت زیارت قبور و رفتن به قبرستان را مشاهده کرد.
بررسی زیارت قبرستان بقیع در سیره حضرت فاطمه (س)
در کتاب آرمیدگان در قبرستان بقیع نوشته علی اکبر نوایی صفحه ۴۲، نویسنده بحث میکند که توجه به بقیع در سیره حضرت فاطمه زهرا (س) دیده میشود و به ماجرای بیت الحزن اتکا میکند. این ماجرا را طبق کتب زیر بیان میکند:
- سمهودی شافعی در کتاب وفاء الوفا باخبار دار المصطفی، جلد ۲ ص ۹۱۸ این چنین میگوید: «مشهور درباره بیت الاحزان این است که آنجا جایگاه معروفی است به نام مسجد فاطمه (س) در قبله مشهد حسن (ع) و عباس ابن جبیر و به این مطلب اشاره نموده است که در جانب قبر عباس (عموی پیامبر) که به نام بیت الاحزان معروف و مشهور است گفته شده آن خانهای است که فاطمه زهرا (س) بعد از رحلت پدر گرامیاش به آنجا میآمده و به حزن و اندوه و گریه میپرداخته.
- مرحوم مجلسی در بحار الانوار، جلد ۴۳ ص ۱۷۴ مینویسد: زهرا (س) به قبرستان بقیع میرفت و بر سر قبر شهدا و سربازان فداکار احد مینشست و اشک میریخت. علی بن ابی طالب (ع) هم برای آسایش فاطمه زهرا (س) سایبانی در بقیع بنا کرد که بعدها بیت الاحزان نامیده شد.»
- محمد باقر مجلسی در کتاب بیت الاحزان ص ۱۶۵ میگوید: علی (ع) خانهای برای زهرا (س) در بقیع بنا نهاد که نامش بیت الاحزان شد و آن بانو صبح گاهان دست حسن و حسین (ع) را میگرفت و به بقیع میرفت و گریه میکرد.
- نویسنده میگوید که نامیدن بیت الاحزان به مسجد فاطمه، گواهی بر وجود این مکان شریف بوده. همچنین نویسنده میگوید که مورخان اهل سنت (سمهودی، ابنشبه، ابن عساکر و ...) بر وجود این مکان گواهی قطعی دادهاند.
نتیجه این که از نظر روایی و سیره اهل بیت، نمیتوان اثبات کرد که ورود زنان به قبرستان بقیع توسط پیامبر منع شده. نمیتوان زنان را از زیارت این قبرستان محروم کرد مگر آنکه حاکم بخواهد با تکیه بر بدعت و انکار حقیقت این کار را انجام دهد.









